:::[ حسین بن علی (ع)؛ قدیس و قهرمان اخلاقی ]:::


اشاره: ارائه‌ی تلقی‌های نو از مسائل دینی و از جمله واقعه‌ی كربلا چندی است كه دغدغه‌ی ذهنی اندیشمندان و روشنفكران دینی معاصر ما قرار گرفته است. مطلب زیر گزارشی است از سخنرانی مصطفا ملکیان در سومین شب از همایش «تلقی‌های نو از عاشورا»، که در فروردین سال هشتاد و با عنوان «تلقی اخلاقی و معنوی از عاشورا» ایراد گردیده‌است.

استاد ملكیان در این سخنرانی ابتدا به دو مشكل كه سخن گفتن از واقعه كربلا و بُعد اخلاقی اصلاح‌گری امام حسین را سخت می‌كند اشاره كرد و گفت: نخست آنكه بیشتر آنچه ما درباره واقعه كربلا شنیده‌ایم چیزهایی است كه اتفاق نیفتاده و كسی كه بخواهد در این باب سخن بگوید باید اهتمام اولش نفی این شنیده‌ها باشد. دوم آنكه در طول تاریخ تشیع و بخصوص در چهارصد سال اخیر آنقدر سوءاستفاده از نام حسین بن علی صورت گرفته كه همیشه گوینده‌ای كه بخواهد در این باره سخن بگوید موانع عاطفی زیادی بین خود و مخاطبان خود می‌بیند، و این موانع عاطفی پس از انقلاب نیز بیشتر شده است.

وی درباره‌ بعد اخلاقی- معنوی عاشورا گفت: به لحاظ اخلاقی حسین‌بن علی را می‌توانیم كسی بدانیم كه قدیس و قهرمان است. استاد ملكیان درباره معنای قدیس گفت: كلمه قدیس در بافت‌ها و context مذهبی معنایی دارد كه به آن معنا در اسلام شیعی ائمه و در اسلام سنی بسیاری از صحابه قدیس محسوب می‌شوند. این معنای دینی و مذهبی مورد نظر من نیست و از این جهت كه حسین بن علی یك قدیس در مذهب شیعه است سخن نمی‌گویم. بلكه مراد من قدیس به معنایی است كه فیلسوفان اخلاق به كار برده‌اند، و درباره كلمه قهرمان نیز همینطور. به لحاظ اخلاقی وقتی فردی قدیس به‌شمار می‌آید كه محبت نتواند مانع راه وی شود، و وقتی قهرمان شمرده می‌شود كه مخافت نتواند مانع راه وی‌گردد.

ملكیان پس از این تعریف عمومی، به طور اجمالی، سه معنایی كه در علم اخلاق از قدیس و قهرمان وجود دارد را ارائه داد. به گفته‌ی او قدیس در معنای اول كسی است كه علایق و محبت‌هایی كه مانع انجام وظیفه عموم مردم می‌شود، مانع از انجام وظیفه‌ی او نشود و به‌زعم تمام مشكلات انجام وطیفه كند. به عنوان مثال دختر جوانی كه ایام جوانی خود را با صرف‌نظر از ازدواج، صرف مراقبت از پدرش می‌كند قدیس محسوب می‌شود. زیرا دختران در این شرایط سنی به دلیل جاذبه‌های فراوانی كه محبت شریك زندگی، داشتن فرزند و ... برایشان دارد كمتر می‌توانند بپذیرند كه جوانی خود را صرف پدرشان كنند. در غالب موارد دختران جوان مراقبت از پدر را فروگذار می‌كنند و ازدواج می‌كنند. حال در این شرایط وقتی دختری با اشراف به اینكه بیماری پدرش طوری است كه تمام ایام جوانی‌اش صرف آن خواهد شد و فرصت ازدواج و یا حداقل ازدواج موفق را از او سلب خواهد كرد، به مراقبت از پدرش بپردازد او را قدیس می‌نامیم.

به نظر ملكیان، عامل مهم در معنای اول قدیس این است كه فرد به رغم تمایلات درونی خود این كار را می‌كند. یعنی این دختر در درون خود میل به ازدواج، زندگی مشترك و مادر شدن دارد ولی در عین فعال بودن این امیال، آنها را كنار می‌گذارد و از پدرش مراقبت می‌كند.

ملكیان ادامه داد: نظیر این قدیس اخلاقی در معنای اول، قهرمان اخلاقی نیز وجود دارد. قهرمان كسی است كه به رغم ترس و دلهره‌اش وظیفه اخلاقی خود را انجام می‌دهد. او می‌داند كه اگر وظیفه‌اش را انجام بدهد ممكن است به زندان بیافتد و شكنجه بشود، و از آن ترس دارد. ولی به رغم همه‌ی ترس‌های زنده و فعالی كه در جانش ریشه دوانده وظیفه اخلاقی خود را انجام می‌دهد. مثال قهرمان اخلاقی در ادبیات، پزشك رمان طاعون است كه با وجود ترس از ابتلای به طاعون، شهر را ترك نمی‌كند. این معنای اول قدیس و قهرمان اخلاقی است.

استاد ملكیان درباره معنای دوم قدیس و قهرمان گفت: قدیس در معنای دوم آن است كه نه‌تنها بخاطر محبت از وظیفه اخلاقی خود نمی‌گذرد، بلكه اندك‌اندك شعله محبت‌ها را در خود خاموش می‌كند و مانع تداوم فعالیت آن حس درونی می‌شود، در صورتی كه در معنای اول، محبت‌ها فعال می‌باشد. در نوع اول آن محبت‌ها جریان مداوم دارد ولی در این نوع دوم فرد فكر می‌كند كه تداوم این جریان محبت می‌تواند مانع تداوم مسیر او شود، ‌بنابراین با یك كنترل و عزم درونی كاری می‌كند كه این حس را آرام آرام از بین ببرد تا مانع اخلاقی زیستن او نشود. همینطور قهرمان اخلاقی كم‌كم با ورزه‌ها و ریاضت‌های درونی، ترس را در درون خود از بین می‌برد.

ملكیان سپس این پرسش را مطرح كرد كه: «كدامیك از این دو معنا ارزشمند‌تر است؟» و برای روشن‌تر شدن این پرسش این مثال را ارائه كرد: فرض كنید شما با دوست خود در حال قدم زدن با فقیری برخورد می‌كنید. شما به‌راحتی بدون اینكه ترس یا خوفی در درونتان وجود داشته باشد به او 1000 تومان می‌دهید ولی دوست شما با هزار جد و حهد موفق می‌شود كه بر نفس خود غلبه كند و به فقیر پول بدهد، البته فرض می‌كنیم سایر شرایط افراد مساوی است. حال كار فرد اول كه بدون هیچ دغدغه‌ای پول به سائل می‌دهد ارزشمند‌تر است یا كسی كه به‌رغم مبارزه بسیار با نفسش موفق می‌شود بر آن غلبه كند و به گدا پول بدهد؟ پاسخ گویی به این سوال پاسخ گویی به ارزشمندی قدیس اول یا دوم را ساده می‌كند.

ملكیان ادامه داد: ارسطو معتقد بود قهرمان و قدیس دوم ارزشمند‌تر از قهرمان و قدیس اول هستند و علاوه بر انجام عمل اخلاقی، دارای فضیلت اخلاقی نیز می‌باشند. ولی بسیاری دیگر از فیلسوفان اخلاق با این رای مخالفند.

وی سپس به معنای سوم قهرمان و قدیس اخلاقی اشاره كرد: در معنای سوم قدیس اخلاقی كسی است كه افزون و اضافه بر وظیفه اخلاقی‌اش عمل می‌كند و محبت‌ها نمی‌توانند او را به جایی برسانند كه فقط به وظیفه‌اش عمل كند. به عنوان مثال اگر در میدان جنگ گروهی ببینند كه نارنجكی در حال انفجار است و همه در خطر هستند و كسی به رغم خطری كه نارنجك دارد خود را روی آن پرت كند تا سایرین از خطر مصون بمانند، این فرد فوق وظیفه انجام داده است. این كار به این دلیل فوق وظیفه است كه ما دیگران را به دلیل اینكه این كار را انجام ندادند و خود را روی نارنجك پرت نكردند توبیخ نمی‌كنیم.

به گفته ملكیان این معنای سوم قدیس و قهرمان از معنای اول و دوم آن ارزشمندتر است و اگر بپذیریم كه علمای اخلاق بین برتری نوع اول و دوم قدیس و قهرمان با یكدیگر اختلاف دارند ولی در برتری این نوع سوم شكی ندارند. یعنی فوق وظیفه انجام دادن اصلاً قابل مقایسه با انجام وظیفه نیست. بسیاری از كارهایی كه حضرت امیر انجام می‌دادند مصداق مافوق وظیفه بوده است. به عنوان مثال حضرت وقتی كه می‌شنود عثمان بن حنیف در مهمانی اغنیا شركت كرده‌است در آن نامه توبیخی به عثمان مواردی را مطرح می‌كند كه به‌هیچ وجه نمی‌توان گفت كه جز وظیفه اخلاقی ایشان بوده است. در این نامه دقیقاً چهره یك قهرمان و قدیس ترسیم شده است. ایشان می‌گوید همه می‌دانند اگر می‌خواستم می‌توانستم جز عسل مصفا ننوشم و هیچ نانی جز از مغز گندم پوست كنده برای خود فراهم نكنم و هیچ لباسی جز ابریشم خالص برای خود تمهید نكنم ولی محال است هوای نفسم بر من غلبه كند. ایشان تاكید می‌كند تا این حد هوای نفس بر من غلبه نمی‌كند كه من هیچ‌گاه بر سر سفره‌ای نگاهم بر غذای لذیذتر از آن نیست، چون احتمال می‌دهم كه در حجاز و یمانه كسانی باشند كه هیچ گاه سیری به یادشان نیاید ( همیشه گرسنه باشند ) و احتمال می‌دهم كسانی باشند كه امید شب بازگشتن با قرص نان به خانه را ندارند. حضرت تاكید می‌كند من چگونه می‌توانم سیر بخوابم در صورتی كه احتمال می‌دهم نزدیک من كسانی باشند كه جگرشان از تشنگی یا معده‌شان از گرسنگی می‌سوزد ... اگر دقت كنید این‌ها فوق وظیفه هستند. اینها تصویری فوق عمل كردن‌هاست. ملكیان افزود: علی‌رغم اینكه بسیاری از آنچه درباره واقعه كربلا نقل كرده‌اند رخ نداده است، اما بر اساس همان مقدار هم كه از درستی آن اطمینان داریم، می‌شود گفت حسین‌بن علی هم قدیس و هم قهرمان اخلاقی است.

استاد ملكیان در پایان گفت: كسانی كه بخواهند چنین وضعی داشته باشند، نه با عقلانیت، كه با معنویت به اینجا می‌رسند. این امر دو بُعد دارد: اول اینكه آدم باور كند نظام جهان نظامی اخلاقی است؛ یعنی هستی چنان است كه در این نظام هر عملی از من صادر شود بسته به اینكه درست یا نادرست باشد، هستی این درست یا نادرست بودن را درك می‌كند و نسبت به آن واكنش نشان می‌دهد. دوم اینكه باور داشته باشیم همه ما با اینكه به نظر جدا از هم می‌آییم، یك موجودیم و بنابراین هر نیكی و بدی كه بكنیم، در حق خودمان كرده‌ایم.

 

   
Copyright © 2005 Farshad7.com All Rights Reserved